زمان تقریبی مطالعه: 12 دقیقه
 

تفسیر ترتیبی





تفسیر ترتیبی تفسیر قرآن به ترتیب مصحف یا ترتیب نزول است. به عبارت دیگر، «تفسیر ترتیبی» آن است که مفسر بر خلاف تفسیر موضوعی از ابتدای قرآن، آیه به آیه و سوره به سوره به تفسیر می‌پردازد.


۱ - انواع تفسیر ترتیبی



۱. تفسیر براساس ترتیب فعلی قرآن کریم که مفسر از آغاز یا پایان قرآن سوره به سوره کتاب خدا را تفسیر می‌کند؛
۲. تفسیر براساس ترتیب نزول آیات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم.
[۱] ایازی، محمد علی، آشنایی با تفاسیر قرآن، ص۵-۶.
[۲] ایازی، محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۴.


۲ - تفسیر ترتیبى



شیوه رایج در تفسیر قرآن از عهد تدوین تفسیر تاکنون تفسیر قرآن به ترتیب مصحف و تدوین قرآن، یعنی از سوره فاتحه تا سوره ناس، آیه به آیه و سوره به سوره، بوده است. به این شیوه از تفسیر تفسیر ترتیبی گویند. نزدیک به همه تفاسیر پیشین، به جز پاره‌ای احکام القرآن‌های شیعی، به همین شیوه به تفسیر پرداخته‌اند.

۲.۱ - تفسیر تجزیئی


از تفسیر ترتیبی با عناوین دیگری نیز یاد شده است؛ شهید صدر از آن با عنوان «تفسیر تجزیئی» یاد کرده است. در مقابل آن نیز بر تفسیر موضوعی عنوان «تفسیر توحیدی» اطلاق کرده است. مراد از تفسیر تجزیئی آن است که مفسر آیات قرآن را با همان ترتیب پیوسته‌ای که در مصحف شریف آمده‌اند تفسیر کند. در تفسیر تجزیئی مفسر با تجزیه آیه به چند جمله به تفسیر کلمه به کلمه و جمله به جمله آن می‌پردازد؛ اما در مقابل، در تفسیر توحیدی (موضوعی) مفسر همه آیات مربوط به موضوعی اعتقادی، اجتماعی، معرفتی یا... را گردآوری کرده، آن‌ها را به عنوان یک واحد و یک کل در نظر گرفته، حقایق و اشارات موجود در آن‌ها درباره موضوع خاص را استخراج می‌کند.
[۳] صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیه، ص ۲۰ – ۲۵.
[۴] خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۴۱.


۲.۲ - تفسیر تحلیلی


بعضی دیگر عنوان «تفسیر تحلیلی» را به جای تفسیر ترتیبی به کار برده‌اند، چرا که مفسر در تفسیر هر آیه‌ای درنگ کرده، به تحلیل مبسوط و گسترده آن می‌پردازد و در ضمن آن درباره موضوعات و مباحث مختلف در حوزه‌های اعتقادی، لغوی، ادبی، بلاغی، اخلاقی، احکام و... بحث می‌کند.
[۵] خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۲۷ - ۲۸.


۲.۳ - تفسیر موضعی


عنوان دیگری که گاه در معنای تفسیر ترتیبی به کار رفته «تفسیر موضعی» است، در برابر تفسیر موضوعی. راز این نامگذاری نیز آن است که مفسر در کنار آیه یا سوره‌ای و در موضعی خاص درنگ می‌کند و پیش از کامل شدن تفسیر آن بخش به تفسیر آیات دیگر نمی‌پردازد، برخلاف تفسیر موضوعی که موضوعی خاص را در نظر می‌گیرد و برای دستیابی به دیدگاه قرآن درباره آن موضوع همه آیات مرتبط را در سراسر قرآن بررسی می‌کند، بدون آنکه در موضعی خاص از قرآن توقف کند.
[۶] خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۴۰ - ۴۱.


۲.۴ - معانی القرآن فراء


نخستین تفسیر ترتیبی پیوسته قرآن به گفته استاد معرفت، معانی القرآن فراء بوده است، در حالی که تفاسیر پیش از آن ناپیوسته بوده و تنها به تفسیر آیات مبهم و مشکل می‌پرداخته‌اند
[۷] معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۱۱.
، با این حال اطلاق عنوان تفسیر ترتیبی بر شیوه رایج در تفسیر قرآن همزمان با طرح ضرورت تفسیر موضوعی در دوره معاصر برای پاسخگویی قرآن به نیازهای عصر بوده است ( تفسیر موضوعی)، بنابراین تفسیر ترتیبی هنگامی که در برابر تفسیر موضوعی به کار می‌رود مفهومی فراتر از تفسیر آیه به آیه و سوره به سوره قرآن از فاتحة الکتاب تا آخرین سوره دارد، و دارای اقسامی است:

۲.۵ - اقسام تفسیر ترتیبی



۲.۵.۱ - تفسیر کامل و پیوسته قرآن


این قسم تفسیر ترتیبی که از اقسام دیگر آن رایج تر است مشتمل بر تفسیر همه آیات و سوره‌ها به ترتیب مصحف است و از نظر حجم و کمیت به ۴ دسته قسمت می‌شود: أ. تفاسیر مختصر؛ مانند تفسیر الجلالین و تفسیر القرآن الکریم شُبّر ؛ ب. تفاسیر متوسط؛ مانند: الکشاف زمخشری، جوامع الجامع طبرسی و انوار التنزیل بیضاوی ؛ ج. تفاسیر مبسوط، مانند تفسیر المحرر الوجیز ابن عطیه و تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر ؛ د. تفاسیر بسیار مبسوط، مانند جامع البیان طبری ، مجمع البیان طبرسی و التفسیر الکبیر ( مفاتیح الغیب ) فخر رازی .
[۸] خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۲۷.


۲.۵.۲ - تفسیر ترتیبی ناپیوسته


در این نوع، آیاتی برگزیده از قرآن کریم به ترتیب ذکر آن‌ها در هر سوره و نیز به ترتیب سوره‌ها تفسیر می‌شوند. نمونه‌ای از این نوع تفسیر ترتیبی احکام القرآن های فقهای اهل تسنن اند که آیات فقهی قرآن را به ترتیب سوره‌ها تفسیر کرده‌اند؛ نیز برخی معانی القرآن‌ها مانند معانی القرآن اخفش و اعراب القرآن‌ها همچون اعراب القرآن ابن خالویه ، ابوالبقاء عکبری و مکی بن ابی طالب قیسی در این دسته جای می‌گیرند.

۲.۵.۳ - تفسیر غیر کامل


در این تفاسیر که مشتمل بر چند جزء یا چند سوره‌اند، مفسر به تفسیر ترتیبی قرآن از آغاز مصحف دست زده و به علل گوناگون آن را به پایان نرسانده است. نمونه‌ای مشهور از این دسته تفسیر المنار است که از آغاز آن تا آیه ۱۲۶ سوره نساء درس‌های تفسیری عبده و به قلم شاگردش رشید رضاست و ادامه آن را تا آیه ۵۳ سوره یوسف به همان سبک عبده، رشیدرضا تفسیر کرده است. تفسیر پرتوی از قرآن سید محمود طالقانی مشتمل بر تفسیر آغاز قرآن تا آیه ۲۸ نساء و تفسیر جزء ۳۰ قرآن مجموعاً در ۶ جلد
[۱۰] ایازی، محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص ۱۹۲ - ۱۹۳.
و نیز تفسیر نوین محمدتقی شریعتی مشتمل بر جزء آخر قرآن، دیگر نمونه‌های مشهور این دسته‌اند.
[۱۱] خرمشاهی، بهاءالدین، تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۵۱ - ۱۶۱.


۲.۵.۴ - تفسیر یک سوره از قرآن


گاه مفسر یک سوره از قرآن را به دلیل اشتمال آن سوره بر موضوعی اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و... انتخاب کرده، به تفسیر آن می‌پردازد. این گونه تفسیر در دوره معاصر، با هدف خاص تربیتی هدایتی و با توجه به نیازهای فرهنگی جامعه اسلامی رواج فراوانی یافته و با استقبال فراوانی روبه رو شده است.

۲.۵.۵ - تفسیر قرآن به ترتیب نزول


تفسیر به ترتیب نزول یکی از قابل توجه‌ترین گونه‌های تفسیر ترتیبی مطرح در دوره معاصر است. مفسران درباره روا بودن چنین تفسیری اختلاف نظر دارند. بیشتر مفسران آن را جایز دانسته و بعضی بر ضرورت و اهمیت آن تأکید کرده‌اند
[۱۲] معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ص ۵۱۹.
و تا حدودی با استقبال هم روبه رو شده است. تفسیر قرآن به ترتیب نزول ممکن است به دو شیوه انجام گیرد:
أ. شیوه‌ای که با تفسیر موضوعی قابل جمع است و در حوزه آن قرار می‌گیرد؛ به این صورت که مفسری که در پی بررسی یکی از موضوعات قرآنی است، ابتدا آیات مشتمل بر آن موضوع را که غالباً کلیدواژه‌ای مشترک دارند، از قرآن استخراج کرده، به ترتیب نزول مرتب می‌کند و سپس به تفسیر آن‌ها می‌پردازد. در مکتب تفسیر ادبی معاصر بر این شیوه از تفسیر موضوعی بر اساس ترتیب نزول تأکید شده است
[۱۳] خولی، امین، مناهج تجدید فی النحو والبلاغه، ص ۳۰۵ - ۳۰۷.
[۱۴] خولی، امین، التفسیر نشأته، ص ۸۰ - ۸۴.
؛ برای نمونه محمد احمد خلف الله در الفن القصصی بعضی از قصه‌های قرآن را بر اساس ترتیب نزول تحلیل کرده است
[۱۵] محمد احمد خلف الله، الفن القصصی، ص ۳۲.
؛ نیز سید قطب در کتاب مشاهد القیامه آیاتی را که صحنه‌های قیامت را به تصویر کشیده‌اند به ترتیب نزول تنظیم و تحلیل کرده است.
[۱۶] سید قطب، مشاهد القیامه، ص ۵۸ - ۲۶۵.

ب. تفسیری کامل از قرآن به ترتیب نزول سوره‌ها؛ مانند تفسیر بیان المعانی علی حَسَبِ ترتیبِ النزول از عبدالقادر ملاحویش آل غازی (تألیف در ۱۳۵۵ ق.). وی با پرثمر شمردن تفسیر بر اساس ترتیب نزول، این روش را به امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) نسبت داده است. نمونه دیگر التفسیر الحدیث از محمد عزت دروزه (تألیف در ۱۳۸۰ ق.) است که تفسیر خود را از سوره حمد آغاز کرده و با تفسیر سوره نصر به پایان برده است. پا به پای وحی از مهدی بازرگان نمونه دیگر از این نوع تفسیر است.
[۱۸] معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۵۲۱ - ۵۲۵.


در این قسم تفسیر، مفسر با استناد به روایات ترتیب نزول
[۱۹] سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۱ - ۳۵.
و با تلفیقی از اجتهاد خودش (مانند تفسیر دروزه) سوره‌ها را مرتب کرده، به تفسیر آن‌ها می‌پردازد. این گونه تفسیر بر اساس این باور است که ترتیب کنونی سور و آیات برخلاف ترتیب نزول آن هاست و بدین سبب بسیاری از مفاهیم قرآنی همچنان در پرده ابهام مانده است، در حالی که اگر ترتیب نزول در تفسیر رعایت می‌شد، احتمالا برخی نارسایی‌ها در فهم مفاهیم قرآن وجود نمی‌داشت. با وجود تأکیدهای فراوان طرفداران تفسیر به ترتیب نزول، معرفت معتقد است رعایت ترتیب نزول در تفسیر هیچ گونه پیوندی با فهم معانی آیات قرآن ندارد و تنها آگاهی به مکی یا مدنی بودن سوره و به نزول آن در اوایل یا اواخر بعثت و مکان نزول آن در فهم آیات هر سوره مؤثر است نه بیش از آن. وی همچنین این روش تفسیر را تکلفی بی حاصل دانسته، معتقد است تفسیرهای ترتیب نزولی دستاورد نوی ندارند.
[۲۰] معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۵۲۱ - ۵۲۵.
در مقابل، طرفداران تفسیر به ترتیب نزول از ضرورت این سبک تفسیر و فواید بسیار آن دفاع کرده‌اند.
[۲۲] نکونام، جعفر، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، ص ۲ - ۸.

تفسیر قرآن به ترتیب نزول متوقف بر آگاهی از ترتیب نزول آیات و سوره‌هاست. این آگاهی معمولا از طریق روایات به ویژه روایات ترتیب نزول و اسباب نزول حاصل می‌شود. سیوطی ۵ روایت ترتیب نزول سوره‌ها را نقل کرده
[۲۳] سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۷ - ۲۱.
و بعضی تعداد این روایات را ۱۸ روایت دانسته‌اند که در بعضی از آن‌ها تنها به اولین و آخرین سوره قرآن اشاره شده است.
[۲۴] نکونام، جعفر، بررسی ترتیب نزول قرآن، ص ۲۵۱ ۲۶۲.
در دوره معاصر بعضی خاورشناسان و به تبع آن‌ها بعضی دانشمندان مسلمان چون اعتماد السلطنه و مهدی بازرگان با کنار نهادن روایات به نوعی اجتهاد در زمان شناسی نزول سوره‌های قرآن روی آورده و با در نظر گرفتن معیاری لفظی و معنایی به تعیین زمان نزول هر سوره پرداخته‌اند.
[۲۵] نکونام، جعفر، بررسی ترتیب نزول قرآن، ص ۱۰۰ - ۱۰۵.
این ترتیب نزول اجتهادی که با ترتیب نزول مستفاد از روایات اختلاف فاحشی دارد، به دلیل اعمال ذوق نوعاً فاقد اعتبار است؛ اما بعضی دیگر از مفسران معاصر همچون دروزه در التفسیر الحدیث با تلفیق دو منبع اجتهاد و روایات راه میانه‌ای پیموده است. وی با بهره گیری از روایات ترتیب نزول، اسباب نزول و سیره نبوی مضمون آیات شریفه را نیز محور قرار داده و با تکیه بر اجتهاد شخصی به زمان شناسی نزول سوره‌ها پرداخته‌است. نتیجه شیوه وی در ترتیب سوره‌های مدنی اثر آشکاری داشته و به ترتیبی متفاوت با ترتیب روایات دست یافته است؛ اما در مورد سوره‌های مکی بر اثر عدم ثبت دقیق حوادث رسالت پیامبر در دوره قبل از هجرت، نتیجه اجتهاد وی با ترتیب روایات تفاوتی ندارد.

۳ - فهرست منابع



(۱) الاتقان، السیوطی (م. ۹۱۱ ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۰۷ ق.
(۲) بررسی ترتیب نزول قرآن در روایات، (پایان نامه)، جعفر نکونام، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۳ ش.
(۳) بیان المعانی، سید عبدالقادر ملاحویش، دمشق، مطبعة الترقی، ۱۳۸۴ ق.
(۴) تفسیر المنار، رشید رضا (م. ۱۳۵۴ ق.)، قاهرة، دارالمنار، ۱۳۷۳ ق.
(۵) التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، صلاح عبدالفلاح الخالدی، اردن، دارالنفائس، ۱۴۱۸ ق.
(۶) تفسیر و تفاسیر جدید، بهاء الدین خرمشاهی، تهران، انتشارات کیهان، ۱۳۶۴ ش.
(۷) التفسیر نشأته، امین الخولی، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲ م.
(۸) تفسیر و مفسران، معرفت، قم، التمهید، ۱۳۷۳ ش.
(۹) درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستی نما، ۱۳۸۰ ش.
(۱۰) الفن القصصی، محمد احمد خلف الله، به کوشش خلیل عبدالکریم، الانتشار العربی، ۱۹۹۹ م.
(۱۱) المدرسة القرآنیه، محمد باقر الصدر، به کوشش لجنة التحقیق، مرکز الابحاث والدراسات، ۱۴۲۱ ق.
(۱۲) مشاهد القیامه، سید قطب (م. ۱۳۸۶ ق.)، بیروت، دارالشروق، ۱۴۱۵ ق.
(۱۳) المفسرون حیاتهم و منهجهم، سید محمد علی ایازی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۴۱۴ ق.
(۱۴) مناهج تجدید فی النحو والبلاغه، امین الخولی، دارالمعرفة، ۱۹۶۱ م.

۴ - پانویس


 
۱. ایازی، محمد علی، آشنایی با تفاسیر قرآن، ص۵-۶.
۲. ایازی، محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۴.
۳. صدر، محمد باقر، المدرسة القرآنیه، ص ۲۰ – ۲۵.
۴. خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۴۱.
۵. خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۲۷ - ۲۸.
۶. خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۴۰ - ۴۱.
۷. معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۱۱.
۸. خالدی، صلاح عبدالفلاح، التفسیر الموضوعی بین النظریة والتطبیق، ص ۲۷.
۹. رشید رضا، تفسیر المنار، ج ۱، ص ۱۴ - ۱۵.    
۱۰. ایازی، محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص ۱۹۲ - ۱۹۳.
۱۱. خرمشاهی، بهاءالدین، تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۵۱ - ۱۶۱.
۱۲. معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ص ۵۱۹.
۱۳. خولی، امین، مناهج تجدید فی النحو والبلاغه، ص ۳۰۵ - ۳۰۷.
۱۴. خولی، امین، التفسیر نشأته، ص ۸۰ - ۸۴.
۱۵. محمد احمد خلف الله، الفن القصصی، ص ۳۲.
۱۶. سید قطب، مشاهد القیامه، ص ۵۸ - ۲۶۵.
۱۷. آل غازی، عبدالقادر ملاحویش، بیان المعانی، ج ۱، ص ۴.    
۱۸. معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۵۲۱ - ۵۲۵.
۱۹. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۱ - ۳۵.
۲۰. معرفت، محمد هادی، تفسیر و مفسران، ج ۲، ص ۵۲۱ - ۵۲۵.
۲۱. آل غازی، عبدالقادر ملاحویش، بیان المعانی، ج ۱، ص ۴.    
۲۲. نکونام، جعفر، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، ص ۲ - ۸.
۲۳. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۷ - ۲۱.
۲۴. نکونام، جعفر، بررسی ترتیب نزول قرآن، ص ۲۵۱ ۲۶۲.
۲۵. نکونام، جعفر، بررسی ترتیب نزول قرآن، ص ۱۰۰ - ۱۰۵.


۵ - منبع



مرکز دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله « تفسیر ترتیبی».    
فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تفسیر ترتیبی».    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.